اب در كوزه و ما تشنه لبان ... !
امتحان جراحي ٤ داري ... اساتيد جراحي دوره ات كردن ... يدونه سوالم گيرت نمياد ! اينجاست كه شاعر ميگه ... !
جمعه شب : دكتر بابازاده اومده بود روضه خونه مون !
شنبه ظهر : خونه حاج اقاي موسوي بعد تموم شدن روضه با دكتر جلاليان سلام و احوالپرسي كردم (گفتش٤شنبه امتحان داريد!)
٢شنبه صبح : دكتر حسين پور اومد دم در خونه مون با پدر كار داشت !
٣شنبه : همراه بابا جراحي ميخونم :))
خدايا اخه همين درسته ؟!! :دي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ ساعت 12:34 توسط اقای گرایلی
|
ای خدا ای فضل تو حاجت روا / با تو یاد هیچ کس نبود روا